خاطرات را باید سطل سطل
از چاه زندگی بیرون کشید!
خاطرات نه سر دارند و نه ته
بی هوا می آیند تا خفه ات کنند
می رسند...
گاهی وسط یک فکر
گاهی وسط یک خیابان
سردت می کنند،داغت می کنند
رگ خوابت را بلدند،زمینت می زنند
خاطرات تمام نمی شوند...تمامت می کنند!!
سلاممرسی که به من سر زدیدوبلاگ زیبایی داریدبا اجازه لینکتون میکنم
khaterat tamum nemishan
همه چیز را فروختم ؛جز آن صندلی که جای تو بود .شاید آن روز که برگشتی خسته باشی...
سلام
مرسی که به من سر زدید
وبلاگ زیبایی دارید
با اجازه لینکتون میکنم
khaterat tamum nemishan
همه چیز را فروختم ؛
جز آن صندلی که جای تو بود .
شاید آن روز که برگشتی خسته باشی...