کافه ی خاطره بازی پره از قصه و رویاس
همه ی فکرا عتیقه اس بورس خاطره همینجاس
آدماش بیدارن اما تو بیداری خواب میبینن
چشاتو ببند و گوش کن به صدای خسته ی من
یکیشون فکر تائتره طرفای لاله زاره
اون یکی فکر سکانسه آخر یه مشت دلاره
یکی گیج شعر شاملو وسط دفتر آیدا
یکی داغ سینما رکس وقت اکران گوزن ها
یکی زخمی رفاقت با یه سینه ی پر از خون
اون که عاشقه تو فکر قصه ی لیلی و مجنون
یکی فکر بوف کور و مرگ صادق هدایت
آخ چقدر خاطره داره روزگاره بی مروت!
داره پیرت میکنه غبار سرد خاطره
دس رو دستات گذاشتی و شب از شبت نمیگذره
چینی نازک رویات پره صدتا ترکه
کاش میفهمیدی این زندگی نیس،فلش بکه
یکی فکر عطر بارون توی جاده ی شماله
اون یکی مسته خیاله سهراب و رستم و زاله
یکی تو فکر مصدق زخم بیست و هشت مرداد
اون یکی تو فکر شعره یه شبه مهتاب فرهاد
یکی با یاد عزیزش خسته از این همه دوری
یکی فکر شعله های شبای چازشنبه سوری
یکی فکر جنگ و نفت و خاطره های جنوبه
یکی خسته از توهم مشتشو رو میز میکوبه
داره پیرت میکنه غبار سرد خاطره
دس رو دستات گذاشتی و شب از شبت نمیگذره
چینی نازک رویات پره صدتا ترکه
کاش می فهمیدی این زندگی نیس،فلش بکه
ghashang bood
زیبا بود.
چرا تنها گلم ؟!!پس اونی که اون بالا کامنت گذاشته کیه ؟شما دو تا چتون شده ؟
سلام عزیزم.باورت میشه خودمونم نمیدونیم چمون شده!!!!!!!!!الان ۳ روزه همش باهم دعوامون میشه
جالب اینجاست که هر روز جفتمونم میخواییم تموم کنیم ولی نمیتونیم.تو رو خدا دعا کن از فردا بازم مثل قبل بشیم.........